به نام خدایی که از رگ گردن نزدیکتر است ...
به نام او که چون می خوانمش اجابت می کند مرا ...
با تمام بدی و دوری ام ....
خدایم با نام حضرتت آغاز می کنم این دل نوشته های غم آلود را ....
این وبلاگ از زمان تولدش در سال 81 سنگ صبورم بوده ....
در تمام فراز و فرود های این سالها ....
و این .... ها مدتهاست رفیق کلام قلمم شده اند در این خلوتگاه دلم ....
خدایم ....
به تو می گویم و برای تو می نویسم آنچه را این روزها بر من و این دل ویران گذشته است ....
برای تو می نویسم و می دانم که تو بازهم اجابت می کنی دلم را ....
مهربانم ....
تو خود شاهدی و آگاهی از نیت و انگیزه هر عملم و رفتارم ....
من پاک و معصوم نیستم .... به بدی خود اعتراف کرده و می کنم ....
مهربانم .... ای خطاپوش ترین دوست ....
خطاهایم را تو آگاهی و پوشاندی و ....
اگر در لحظه های انتظار کشنده آهی کشیدم و نگاهی را به پایین دوختم ...
اگر ظلمی کردم به خودم و به تو و به بندگان تو ....
تو شاهد بودی و هستی ...
مهربانم ....
می پنداشتم که رای توست که گاهی سنگ صبور شوم و ....
دلم گرفته مهربان ....
دلم شکسته ای کریم ...
بازهم شکست ....
اولین بار نیست و آخرین آن هم نخواهد بود ...
کاش برای تو بود ...
که نیست ...
خدایم ....
اعتراف می کنم راه را بیراهه رفته ام ....
اعتراف می کنم نشانه ها را نادیده گرفتم و خود را به کوری زدم ...
راه را نشانم دادی و آگاهم کردی ...
خود را به گنگی زدم و در این باطلاق بیشتر دست و پا زدم ...
و فرو رفتم ....
بیشتر و بیشتر ....
این شکستن امروز نتیجه ندانم کاری دیروز است ....
اگر امروز آماج اتهام هایی ناجوانمردانه شدم ....
به خاطر دیروزهایی است که پشت به تو کردم ....
مهربان ....
دل اگر جای تو نباشد کلام واژگون می شود و آوار می شود بر سر ....
و من امروز زیر این آوارم ....
خدایم ....
روی بیرون آمدن از زیر این آوار ندارم ....
خیلی جسارت کردم و به خود اجازه دادم این واژه ها را برانم ...
اما یقین دارم که همه از توست ....
هم درد تویی هم درمان ....
مرا به خود وامگذار ....
یا رب ...
یا رب ....
یا رب ....